جزیره هزارگان و رکود در وبلاگستان

سلمان بزرگ همیشه برای من الگویی در منطق و دقت نظر بوده.
حرفهای آماری به کنار. اینکه وبلاگستان متن منتشر میکنه و خوانده میشه قابل انکار نیست.
اینکه رشد کرده و سیر صعودی داره قابل انکار نیست.

من میخوام به مدل دیگری رو وبلاگستان فارسی فکر کنید.

برخی از دوستان وبلاگستان فارسی را با مدلهای قدیمی کسب و کار رسانه‌ای متر میکنند.
در حالیکه من فکر میکنم مدلهای جدیدی لازم است.

من میخوام اون رو با هالیوود مقایسه کنید.
یک روزهایی در هالیوود هیجانهای خاصی وجود داشته. الان هم هست.

ولی میدونی. دیگه هالیوود همه چیز نیست.
وبلاگستان فارسی هم الان تنها دریچه به دنیا نیست.
از رسانه‌های جدید که آمدند (مثل فارسی وان لعنت الله علیه. تا بی بی سی فارسی) همه از مخاطب سهم خواهی کردند.
مخاطب و تولیدکننده وبلاگستان شقه شقه شده بین این رسانه‌ها.

برخی تولیدکنندگان خوب وبلاگی به بی‌بی‌سی فارسی محلق شده‌اند و این رسانه اجازه وبلاگنویسی شخصی بهشان نمیدهد.
(هر چند این رسانه‌ها مکمل هستند ولی رقابت هم دارند. مثلا در واقعه معدن شیلی. یکی از بچه‌های وبلاگی بی‌بي‌سی فارسی روی وب دنبال یک ایرانی مقیم شیلی میگشت تا باهاش مصاحبه کنه. و اون شخص رو از همین آدمهای وبلاگی پیدا کردند و باهاش حرف زدند. به شیلی هم میگفت: چیلی)

البته من همیشه مدافع پیشرفت وبلاگستان هستم. ولی این رو هم باور دارم که وبلاگستان به صورت جزیره جزیره است.
افراد شبکه‌هایی دارند که این شبکه‌ها به هم ربط پیدا میکنند.
ولی جزیره اصلی کمتر از 1000نفر جمعیت دارد. این جمعیت داخل و خارج میشوند از جزیره.

مثلا من یک روزی تو اون جزیره بودم. روزی که سفرنامه‌های شان پن از ایران را به فاصله کمتر از چند ساعت ترجمه و منتشر میکردم.

ولی الان نیستم. جای مرا دوستانی پر کرده‌اند که بهتر و بیشتر کار میکنند.
من الان در جزیره‌ی کوچک دیگری هستم. جایی که نزدیکانم برام تره خورد میکنند و من برایشان چای میریزم.

یک موقعی پیش میاید که من باز سر یک کار مهم بروم تو جزیره. و سه ماه اونجا باشم و دوباره اگر کم‌رنگ بشوم اتومات میام بیرون.

این مدل رو قبول دارید؟
روش فکر کنید.
چون یکی از هزارگان قدیمی اون جزیره نه تنها الان در جزیره نیست بلکه سرنوشت مبهمی دارد و متهم به جاسوسی است.

دامین سایتش منقضی شده و سایتهایش در هوا هستند.

Advertisements