با زبان انگلیسی چه باید کرد؟

وقتی در ترجمه کتابهای عمومی و رمان اشکالات فراوانی وجود دارد زیر سبیلی در میکنیم. چرا؟ چون مطلب اهمیت خاصی در سواد اشخاص ندارد. ولی وقتی در یک مستند علمی درباره تونل سازی در مالزی عظمت کار و میزان آموزشی که در این مستند در پی دارد را حس میکنی. آن وقت ترجمه دقیقا چرت و پرت است! مترجم «کانکرت» را دقیقا «کانکرت» ترجمه کرده در حالیکه «بتن» رو هم میشد به کار برد.
یا جای دیگری «دندان آبی» در ترجمه «بلوتوث» استفاده میشود.
– آیا مترجم مجبور است؟

دو تا راهکار وجود داره به نظر من.
-اول مترجم‌ها به خودشون بیایند و تخصصی کار بکنند. این همه فارغ التحصیل زبان انگلیسی بیکار داریم. شش ماه یک سال وقت بگذارند و در یک رشته تخصصی دیگر آشنایی پیدا بکنند. مثلا ترجمه در زمینه معماری. عمران. الکترونیک و … نمایشگاه کتاب هم نزدیکه و کلی کتاب کوچولو میتونند پیدا بکنند و شروع بکنند. بعد فیلمهای مستند. زینویس تولید کردن خودش کم کاری نیست.

– دوم ایرانیها هم مانند چینی‌ها سعی کنند دانش‌آموزان به طور نسبی توانایی‌های بالایی از زبان انگلیسی داشته‌باشند. همانطور که میدانید در کنکور سراسری چین که نزدیک ده میلیون نفر شرکت کننده دارد تاکید زیادی روی زبان دوم وجود دارد. و دانش‌آموزان وقتی دبیرستان را تمام میکنند میتوانند به نسبت انگلیسی را صحبت بکنند. دانش‌آموز ما چطور؟
در مدارس ما از توانایی‌های لازم برای یک زبان (خواندن، نوشتن، شنیدن، فهمیدن و گفتن) کدامش به درستی تدریس میشود؟ اصلا برنامه‌ریزی آموزشی زبان انگلیسی ما در مدارس آیا درست است؟

حالا انتخاب با جامعه است. بهترین کار به نظر من انتخاب هر دو با هم است. هم مترجم‌ها درست کار کنند هم مردم سطح توانایی زبان دومشان را بالاتر ببرند.

حکومت هم به زبان انگلیسی به چشم لولو نگاه نکند. راه حل در تقابل فرهنگها بستن درها نیست. بالا کشیدن فرهنگ ایرانی است. وگرنه ما به هر حال در گلوبالیزیشن حل خواهیم شد. بهتر است اقلا فرهنگ ایرانی در کنار فرهنگ جهانی باقی بماند وگرنه نمیشود درها را بست.

Advertisements