در فیلتر بودن فرندفید یک مزیت میبینم. اونهایی که بلدند از این دیوار
بپرند و در واقع اف-اف بازهاش بالاخره از رو این دیوار پریدهاند و به
روشهای مختلف بهش دسترسی دارند و جمع خاصی درست شده – تا اونجاها که چشم
من میبینه. یعنی فعالترینهایی که گاهی قسمت میشه فرندفید رو زیارت بکنیم، اونهایی هستند که داخل ایران هستند. در حالی که آدم فکر میکنه باید خارجیها باشند.
Archive for the ‘Uncategorized’ Category
اندر مزایای فیلتر بودن
نوامبر 2, 2009خطر شبکه خبر در کمین قشر کارمند
اکتبر 30, 2009شوخی نمیکنم ها. بیچاره آن کارمندهای ادارهها و جاهایی که عادت دارند «شبکه خبر» همیشه باز باشد.
اگر آمار واقعی بگیرند چیزهایی مثل «عدم آرامش روانی» «عدم توانایی کنترل
خشونت» «عدم اعتماد به افراد جامعه» «عدم اعتماد به خانواده» «ریسک
اعتیاد به مواد مخدر» و خیلی المانهای دیگر به خاطر [جنس محتوی این شبکه] بالا خواهد بود.
این یک حس قوی است که نسبت به آثار مخرب این شبکه معظم بینالمللی خبری، دارم و ممکن است کاملا غلط باشد!
آهای محقق گرامی که داری وبلاگها رو زیر رو رو میکنی واسه پایان نامه ت
اکتبر 28, 2009بدون و اگاه باش که وبلاگ نوشتن منو آروم میکنه. هرجوری که ناراحت باشم وقتی بنویسمش تموم میشه.
بعدش دیگه حداقل عصبانی نیستم. اگه درصد مشکل بالا باشه شاید غمگینی نئشهاوری باقی بمونه ولی اگر بخوابم همه چیز تموم بشه
اینو تو پایاننامهت به عنوان نکته مهم حتما یادداشت کن.
روزم رو خراب کرد
اکتبر 22, 2009دیروز صبح زبان تخصصی داشتم. استاد بسیار محترم و با سوادی داریم که ارشد باغبانی دارد و سواد باغبانیش توپ است و زبان انگلیسیاش خیلی عالی است. ولی…
متن تخصصی علاوه بر اصطلاحات تخصصی کلمات معمولی هم دارد. این کلمات معمولی هم بینشان تلفظهای خاص وجود دارند. یعنی یک استاد زبان تخصصی هم باید زبان معمولیاش با کمترین خطا باشد هم تخصصیاش. خب دیروز وقتی استاد داره غلط تلفظ میکنه من عصبانی شدم. هی ریختم تو خودم هی ریختم تو خودم. تا بالاخره آدم از چهرهش دیگه معلوم میکنه دیگه. نگاهش دیگه بد میشه دیگه. بعد از کلاس استاد میگه فلانی چرا عصبانی هستی؟ آخه گیر میکنی بین چندین معذوریت و یک خطای دیگه میکنی که استاد از جای دیگه مشکل داشتم و روزگار و اینا… این دیگه روزم رو خراب کرد.
من انتظارم از استادم اینه که وقتی روی یک کلمهای شک میکنم بگم این استاد ۷ هشت سال زبان انگلیسی خونده تا به اینجا رسیده و تمرین و تکرارش زیاد بوده پس اشتباه از من است و معیار استاد است.
امروز کامنتی برای یک مطلب قدیمی گرفته بودم که دردم رو تازه کرد. با زبان انگلیسی چه باید کرد؟
یول سوزلری
اکتبر 11, 2009پارسال یه شب تابستون درست بعد از عوارضی قزوین کرج – ساعت دو سه بعد از نصفه شب، تکیه داده بودم که گلگیر جلوی ماشین و منتظر بودم چاییم سرد بشه. که بدجوری خوابم میمود و نمیتونستم راه برم. دیرم هم شده بود و اگر به ترافیک صبح تهران میخوردم هم از خواب مونده بودم و هم از کار.
یکم کنار اتوباان تریلیها و کامیونها زیاد بودند و تقریبا من به مسیر حرکت ماشینها نزدیک بودم. یکی از این کامیونهای چهار پنجتنی جدید اومد با فاصله کمی ازم رد بشه و خیلی مشتی وار گفتش:
عمو برو کنارتر واسا، ملت خوابند!
این چه وضعه موبایلهاست؟
اکتبر 10, 2009نه آخه یعنی چی؟
تلفن من زنگ میخوره. شماره استاد خیلی محترم و رودربایستی و اینا است . که باید دو روز پیش خبر یک چیزی رو بهش میدادم و نتونستم خبر بگیرم
من هم خیلی بچه مودب. دارم زبون میریزم و شست و شو میکنم و اینا.
طرف میگه آقا این گوشی دست شما چیکار میکنه؟
منو میگی؟ خط رو خط افتاده؟ سال 2009 هجری میلادی؟ مگه میشه؟
آخه این چه وضعه موبایلهاست؟
آگهی اینترنت اکسپلورر ۸
سپتامبر 21, 2009من این آگهی رو روی فیسبوک دیدم.
و برام جالب بود که این آقای پیراهن سبز به چی داره میخنده؟ به نظرتون؟ یک جور خنده خاص نیست؟
مگه IE8 جوک میگه که آقاهه اینطور قهقه میزنه؟ یا مگه قلقلکش میده؟
البته اینترنت اکسپلورر ۸ زیاد هم بد نیست. فقط هنوز استاندارهای وب رو کاملا رعایت نکرده و کاستیهای فنی داره وگرنه شکل و شمایلش خوبه.
به هر حال فکر کنم این خنده برای یک آگهی برای شرکتی مهم مثل مایکروسافت یک FAIL میتونه بگیره. نه؟
قضيه عيد فطر 88
سپتامبر 21, 2009سریال پنجمین خورشید و فیلمنامهش
سپتامبر 12, 2009میخواستم بگم بابا در قسمت امروز سریال «پنجمین خورشید» که پسره محسن برای بار دوم از سال 64 به سال 88 رفت. میتونستید یکم Creativity به خرج بدین و مثلا فرض رو بر این بگیرید که «تراب» بعدا توسط پدر پسره گوشبر لو رفته و دختره «هما» به مادر دکترش پس داده شده. وقتی محسن میره 88 جلوی خونهای ظاهر میشه که هیچ کسی آشناش نیست. همه چیز سیر متفاوتی رو رفته. حالا اینبار میگرده دنبال همایی که دختر دکتر شده و یک زندگی متفاوتی داشته و فرض کن سوسول شده و هیچ هم اهل یتیمنوازی و اینا نیست… اکس میزنه و پارتی میگیره و اینا… حالا خر بیار و باقالی بار کن.

سادهترین روش آپگرید وردپرس!
سپتامبر 6, 2009امروز بحث از یک حفره امنیتی در وردپرس است که باعث شده یک وبلاگنویسی با هکرها گرفتاری پیدا بکند.
راه اینکه وبلاگ مهم ما هک نشه چیه؟
- خب شما باید آخرین ورژن رو نصب کنید؟ (الان 2.8.4)
چه جوری؟
در ورژنهای بالای 2.5 فکر کنم گزینه آپگرید اتوماتیک هست. در داشبورد وبلاگ > تولز > Upgrade رو بزنید و گزینه اتوماتیک وجود داره.
با سرعت باورنکردنی وردپرس جدید دانلود و نصب میشه. (این سرعت بسیار زیاد به دلیل پهنای باند بالایی است که سرور شما در آمریکا یا جاهای دیگه داره و اصولا دیالآپ نیست)
اما شکل دیگر مساله. وردپرس شما خیلی قدیمیتره. مثلا ورژن 2.2 و اینا.
توصیه مهم من اینه که وردپرس رو در یک فولدر یا سابدومین نصب کنید.
http://salam.com
اگر وبلاگ شما باشه. وردپرس رو در salam.com/wp مثلا نصب کنید. یا اسلش بلاگ یا اسلش فا. یا هر اسم دیگهای.
مراحل آپگرید:
1- فایل زیپ ورذپرس جدید و آپلود میکنم.
2- اون رو آنزیپ میکنم یک فولدر جدید درست میشه به اسم wordpress
3- وارد فولدر wordpress میشم و فولدر wp-content رو تغییر نام میدم به wp-content-new
4- وارد فولدر اصلی وردپرس در حال کار میشم و فولدر wp-content اون رو به فولدر wordpress کپی میکنم.
5- از همونجا فایل wp-config.php رو به فولدر wordpress کپی میکنم.
6- چک میکنم که فولدر تصاویر- زبانهای دیگر و همه اون چیزی رو که خودم در وردپرس نصب کردم به فولدر جدید کپی کنم.
7- حالا یک فایل index.html خالی در صفحه اول وبلاگ درست میکنم. (تا وقتی من دارم آپگرید میکنم بینندههای احتمالی چیزی متوجه نشوند)
8- نام فولدر در حال کار وردپرس فعلی رو که مثلا wp هست به wp22 تغییر میدم.
9- نام فولدر wordpress رو به wp تغییر میدم. (یعنی وردپرس تازه رو وارد بازی کردم)
10- حالا سعی میکنم لاگین کنم. یک پیام میاد که دیتابیس رو آپگرید بکنم؟ میگم آره. و تمام.
11- فایل index.html رو پاک میکنم.
12- لینکها پلاگینها و تصاویر باید چک بشوند که همه کار میکنند یا نه؟
قبل از همه این کارها سعی کنید از دیتابیس بک آپ بگیرید یا از خود وردپرس اکسپورت بگیرید که اگر کار خراب شد مشکلی پیش نیاد.
احتمالا وفتی دیتابیس آپگرید بشه دیگه نمیشه به ورژن قبلی برگشت.
سعی کنید یوزرنیم اصلی admin نباشد. راه حلش سادهاست یک یوزر جدید درست کنید. اختیارات ادمین بهش بدهید. مطالب ادمین رو پاک کنید و به اون یوزر جدید منتقل کنید.
پسوردی شامل حروف بزرگ و کوچک و اعداد و علایم انتخاب کنید. مثلا:
اسم کوچک پدرم که اولش با حرف بزرگ باشه + چهار رفم آخر شماره موبایل فلانی + مخفف اسم شهرمان با حروف بزرگ:
Changiz0543TEH
–
سوالات خودتون رو در گوگل سرچ کنید
خدا با سرچکنندگان است.







