Archive for the ‘Uncategorized’ Category
جولای 22, 2008
آقا از طرف دانشکدهمان رفته بودیم بازدید از مرکز دانشگاه خودمان در مغان.
مغان کجاست؟
شمالیترین نقاط کشور در گوشه سمت چپ نقشه که مشگینشهر به بالا و شامل شهرهایی مانند بیلهسوار (به ترکی: بلهسووآر) انگوت (اوونگووت) اصلاندوز پارسآباد. شهر بزرگ این منطقه پارس آباد است.
مغان آب و هوا و خاکی متفاوت دارد. آب و هواش شرجیتر از شمال و به گرمای جنوب و خاکی سیاه و زراعی دارد. تنها منطقه در اطراف ما است که 9 ماه فصل زراعی دارد و در یک زمین دوبار محصول کشت میشود. مثلا اول گندم کشت میشود و برداشت میشود و کشت دوم مثلا سویا یا ذرت علوفهای و…
مهمترین اتفاق در مغان کشت و صنعت مغان و سد میل-مغان است. سد روی رود خروشان ارس در سالهای 48 ساخته شده و مرز مشترک ایران و آذربایجان است. وسط سد میله مرزی شماره 51 است. این سد آب و حیات را در مغان به ارمغان آورده و بدون این آب مغان هیچی نبود.
آب سد با کانالهای بزرگی به دریاچهای که برای کشت و صنعت احداث شده منتقل میشود. در آنجا آب به مزارع بسیار بزرگ تقسیم میشود. یک نیروگاه آبی کوچک هم از این آب میچرخد.
ابعاد و ارقام کشت و صنعت غیرقابل باور و حجیم است.
در ابتدای احداث زمینهای این شرکت 60هزار هکتار بودهاست. که بعدا 15هزارهکتارش به شرکت کشت و صنعت پارس واگذار شده و 5هزار هم به ملت. الان 40هزار هکتار سطح زیر کشت در این شرکت است که به 10 بخش تقسیم شدهاست. (برای تصور بهتر میدانید که هر هکتار ده هزار متر مربع است. ضربدر 40هزار میشود 400میلیون متر مربع)
یک شورای مدیریت و سیاستگذاری مرکزی دارد و در بقیه موارد بخشها سیستمهای مدیریتی خودشان را دارند.
بخش 6 آبیاری تمام بارانی است و زراعی است. در بقیه بخشها آبیاری نشتی و غرقآبی است. مقدار خیلی کمی هم دیم وجود دارد.
2500هکتار باعات این شرکت است. تماما با آبیاری قطرهای. یعنی پای هر درخت یک لوله و یک فواره کشیده شدهاست. بالای 100رقم درخت میوه از پونزده بیست نوع میوه باغی.
اخیرا در زمینهای تپهای که بلااستفاده بودهاست زیتون کاشته شده و محصولی بسیار متفاوت و غنی و شاید بهتر از محصولات دیگر زیتونکاریهای ایران دادهاست.
میوههای درجه یک صادر میشود.
گاوداری این مجتمع 11هزار راس گاو شیری گرانبها دارد که اگر هرکدام سه میلیون تومان باشد میشود کلی!
بزرگترین کارخانه قند خاورمیانه در این مرکز است و آنقدر حجم ورودی آن بالا است که الان محصول کافی چغندر قند وجود ندارد که با تمام ظرفیت کار بکند.
کارخانه لبنیات «مغانه» در این مجتمع است و محصولات بینظیر و با کیفیتی در دوغ و شیر و بخصوص کره تولید میکند.
نیروی انسانی متخصص و امکانات مکانیزه بسیار خوبی در این مرکز وجود دارد. ولی من نمیدانم شاهکلید ماجرا کجا بود. مزرعه چغندرقند رفتیم سرشار از آفت بود. مزرعه ذرت دیدیدم سرشار از علف هرز بود. بیماریها و آفات چنان زیاد بودند که ما کف کردهبودیم. مثل نقل و نبات از سموم شیمیایی استفاده میشود! انگار کشاورزی بیولوژیک خواب و رویا است!
یک قطعه بزرگی را چهار پنچ تراکتور همزمان روش کار میکردند برای کشت دوم. یکیشان هم زمین را با علفکش سمپاشی میکرد… همه اینها در علم روز و دانش فعلی بشر کارهای جالبی نیستند.
در مزرعه گندم که برداشت شده بود تریلیها روی زمین حرکت میکردند و لودر و گریدر قشنگ روی مزرعه تاخت میزدند. همه اینها زمین را سفت میکند و از کیفیت زمین کم میکند.
من خودم یک فکری دارم. مزرعه مثل سفره نهار و شام باید تصور باشد که جز مواقع ضروری و مگر افراد نظیف و تمییز کسی پا توش نگذارد.
دیگه تمومش میکنم.
فقط این عدد هم جالبه. اگر کشت و صنعت یک مزرعه واحد در نظر گرفته بشه، از مرز سمت راستش تا مرز سمت چپش 60کیلومتر فاصله وجود داره.
دو تا چیز دیگه
از من بجه الف دانشجو تا اون استاد فوق دکترا هممون میگیم مشکل کشت و صنعت مدیریته و اگر «من» بودم نه تنها اونجا ضرر نمیکرد که تمام غذای ایران رو هم تامین میکرد! ولی من به عینه دیدم که این چیزها نیست. همه کسانی که اونجا کار میکنند به نسبت، متعهد و کاردان هستند مشکل واقعا ناپیدا است. مبهم است. شرلوک هولمزی باید که معلوم بشود مشکل کجاست. البته یک نکته کوچکش این بود که من اونجا واحد R&D ندیدم. شاید نبود. شاید هم بود من ندیدم.
بعدی هم اینکه در کارهای تاسیس این شرکت کشورهایی که ما به رسمیت نمیشناسیم کار کردهاند.
ارسال شده در Uncategorized | No Comments »
جولای 6, 2008
دیشب در برنامه «نگاه یک» مصاحبه زنده مراد خان شبکه یک با وزیر مخابرات آی کمدی بود! آی کمدی بود! جای تمام بر و بچ خبرنگار خارج از کشور خالی! آی کمدی بود آی کمدی بود.
اول) که من فکر میکردم مراد خان سواد خوبی داشته باشد. یا نداشت یا تقیه میکرد و در جواب خزعبلات وزیر دم نمیزد! برای مثال سئوال در مورد گران شدن بهای اساماس بود. وزیر جواب داد که آقا مراد چرا مردم رو با اصطلاحات فنی گیج بکنیم؟! آقاجان قبلا هرچی بوده قیمت الان قیمت اساماس فارسی شده 8 تومن و ۹ زار! پس نسبت به گذشته 30درصد ارزونتر شده!!!
خب من دقیقا انتظار داشتم و حتی سعی میکردم از پشت تلویزیون به مرادخان سمپاتی پاراسمپاتی بکنم که: آقای وزیر وقتی قیمت اولیه رو نمیگی. چطور میگی که 30 درصد ارزون شده؟ تازه آخه شما میخوای از فارسی حمایت بکنی دیگه چرا چشم SMSلاتین رو در میاری؟؟ لاتین میموند سرجاش فارسی رو ارزونتر یا هم قیمت با اون میکردی. الان شما زدی هر دو رو گرون کردی.
دوم) در چند مورد حتی وزیر متوجه سئوال نمیشد و مجری هم کاری نداشت! خبرنگار بخش جوان پرسید که آقای وزیر چرا تو مالزی لباس مالزیایی پوشیده بودی؟ وزیر متوجه سئوال نشد و گفت که اونجا از سیمکارت مالزی استفاده کرده چون ارزونتر در میاد!
–
این وزیر ICT جدا که باعث افتخار رئیس جمهور است! این داستان 87 اون هم مصاحبه سال 85اش.
ارسال شده در Uncategorized | 12 Comments »
جولای 3, 2008
فلش بکنید به سال 1348:
یونس جوان، پسر ارباب دهای است که سرعین نام دارد. قرار است از دربار فردی به نام هویدا به سرعین بیاید. فرماندار اردبیل از یونس میخواهد که مسئول تشریفات باشد و محل اقامت و پذیرایی را فراهم بکند.
هویدا سر چهارراه (اینجا رسم است چهارراه مرکزی فقط چهارراه خوانده شود. بدون هر پسوند دیگری. چهارراه!) با یکی دو نفر پیاده میشود و با یونس و دیگران پیاده به گامیشگولی میروند. استخر گامیشگولی کولیوار و ابتدایی، آب گرمی ازش میجوشد و یک طرف گاوها را میشورند و یک طرف آدمها…
هویدا: چرا اینجا رو درست نکردید!؟ (سر یونس جوان با داد و فریاد)
یونس: میگویند دولت باید بسازد. (تتهپتهکنان)
هویدا: مگر دولت حمامداری بکن است! مگر دولت میتواند هتل اداره بکند! بروید ببینید مردم حمام نمره را استقبال میکنند یا استخر را! وام بگیرید اگر پول ندارید اینجاها را درست کنید. هتل و مسافرخانه بسازید برای هرکس به وسعش.
فلش بک به 1387:
حاج یونس 74 سالش است. در همین سال دولت هتلهای لاله را که در سیسال پیش به نفع خودش مصادره کرده بود به بخش خصوصی فروخت.
سئوال و جواب این است. تاریخ چه میگوید؟
ارسال شده در Uncategorized | 5 Comments »
ژوئن 26, 2008
در درس گیاهشناسی خیلی چیزهای جالبی وجود دارد. یکی از عمدهترینشان اشتباهات علمی مسطلح در مورد میوهها و دیگر قسمتهای مختلف گیاهان خوراکی است.
برای مثال توت یا شاه توت یک میوه جالب است. چرا که قسمت خوراکی آن کاسبرگ آبدار شده گلهای توت است! یعنی آن میوه سفید رنگ در واقع نه یک میوه که مجموعهای از میوههای بسیار ریز است (نقطههای سیاه رنگ) که روی کاسبرگهای آبدار شده گلهای بارور شده قرار داند و همه اونها روی دمگل نشستهاند.
حرف جالبیه نه؟
یک چیز جالبتر در مورد
آناناس هستش. قسمت خوراکی آناناس محور گلدهنده آن گیاه است! یعنی میوهها در واقع فلسهایی هستند که ما به عنوان پوست میوه میکنیم بعد قسمت زرد رنگ را میخوریم. تاج برگی روی قسمت خوراکی هم ادامه محور گل دهنده است.
در مورد این میوه جالب است که:
آنانانس (50 گونه) مهمترین گیاه خانواده «بروملیاسه» در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری میباشد. تولید سالانه 3.5 میلیون تن است که حدود دوسوم آن در مناطق تولیدکننده مصرف میشود. غنی از ویتامینهای A & B است. از بعضی از گونهها الیاف مناسبی برای تهیه لباس دارند.
این پست تکملهای است بر این
مطلب قدیمی در مورد کاشت آناناس.
ارسال شده در Uncategorized | 2 Comments »
ژوئن 26, 2008
من از شرکت محلی adsl گرفتهام (ابتدا از نماینده شرکت آسیاتک گرفته بودم که یکی دو ماهی طول نکشید) که سرعت اسمی بالاتری نسبت به دستور وزیر در اختیار کاربران قرار میدهد. در گذشته من نقدهایی از همین شرکت کرده بودم که امروز این مشکلات کمتر شده و جا دارد که ازشان تشکر بکنم ولی متاسفانه میترسم خبر سرعت بالا به گوش وزیر برسد و ما را از این نعمت محروم بکنند!
الغرض یک گیگا بایت ترانسفر با سرعت دانلود واقعی بین 20 تا 200 کیلوبایت درثانیه (یعنی گاهی شلوغ میشود گاهی خلوت میشود. بالا پائین دارد و اگر متوسطش را بخواهی، بین 64 تا 100 کیلوبایت در ثانیه در صبحها و عصرها قابل گرفتن هست.) بله. هر یک گیگ پهنای باند (ارسال + دریافت = پهنای باند) را میدادم ده هزار تومن.
این هفته که برای شارژ رفته بودم دیدم نرخها را 20 درصد کاهش دادهاند و شدهاست 2گیگ = 15هزار تومن+1000تومان مالیات (سرجمع 16هزارتومان) با حداکثر یک ماه فرصت استفاده.
(مصرف خود من متوسط سه گیگ در ماه است) به این هزینه آبونمان تلفن را هم اضافه کنید که برای دو ماه 6500 تومن است و روی فیش تلفن میاید.
این نرخ نسبت به خیلی از دوستان در تهران، عالی است ولی با این حال باز هم نسبت به خارجه گران و کم سرعت است…
خدایا بار الهی، دولت دهم را به راه راست هدایت فرما. آمین.
ارسال شده در Uncategorized | 12 Comments »
ژوئن 25, 2008
کمانگیر گرامی لطف کرده در کنار کارهای آماری که روی وبلاگها و لینکهاشان میکند یک سری پادکست از صدای بلاگرها درست میکند.
دومیش رو افتخار من بود که من باشم. با توجه به اینکه نمونه اولش هنوز منتشر نشده بود، من کاملا گیج بودم که چی باید بگم. چند روز هم پرکاری و گرفتاری باعث شده بود که بدقولی بکنم. ولی یک شب ساعت 10 ونیم هنوز گلخونه بودم که یادم افتاد میشه الان یک فایلی درست بکنم و بزنم بره. میکروفن هم نداشتم. قوطی خالی یک مودم زولتریکس رو دیدم و یک میکروفن اشانتیون پیدا کردم! بدترین کیفیت ممکن رو با فوتهای فراوان ایجاد کرد ولی واقعا من هیچ ذهنیتی نداشتم. بنابراین بابت کیفیت بد صدا معذرت میخوام.
بعد مشکل بعدی این بود که چی باید بگم؟! همینجوری وبلاگی یک چیزی گفتم که اشاره به کارهای گذشته و محل زندگی و سن و اینا باشه. واقعا من شهرمان و کوهمان را دوست دارم و روز به روز که به کمک دانشکده و استادانش با طبیعت بیشتر آشنا میشوم بیشتر دوستش میدارم. باور کنید بچه کوه بودن کم چیزی نیست.
اغلب وبلاگخوانها چنان با دقتی وبلاگها را میخوانند که باورش سخت است. جزئیات محال است که گم بشوند. برای همین یک نکته هم زیر درخت سیب ترش رو گفتم، مکثها بابت عدم آمادگی ذهنی و تپقها از فرستنده بود! که عذرخواهی میشود.
اینکه ظرف چند ساعت بعد از پخشش بچهها شناختندم چنان خوشحال و راضیکننده بود که نگو. خیلی حس خوبی داشت که حتی «صداقشنگ» بودن هم مورد توجه قرار گرفته و منو تشویق کرد تا فکری درباره پادکست بکنم.
آقای کمانگیر، متشکر بابت لطفت. امیدوارم اینکار برای مدت طولانی ادامه پیدا بکنه.
+ و اما آقفری و شرکا هم نظری نسبت به این پادکستها دارند و بدل این پادکستها را میزنند.
برای این دوستان هم آرزوی موفقیت دارم و ازشان تشکر میکنم.
ارسال شده در Uncategorized | 6 Comments »
ژوئن 15, 2008
از بچههای برق پرسیدم. میگن که فقط 7 درصد نیروگاههای ایران آبی هستند و در سد. بقیه یا فسیلی هستند (اغلب) یا سیکل ترکیبی (باز هم سوخت فسیلی)
پس کمبود آب نمیتواند موجب کمبود تولید برق شود. بعضیها میگویند اینها تبلیغ معکوس است برای ایجاد احساس نیاز به «حق مسلم ما»!
عجب.
ارسال شده در Uncategorized | 7 Comments »
ژوئن 11, 2008
دلم برای آلبوم آخر ناصر عبدالهی تنگ میشود. چقدر این آلبوم آخرش. آخرش هست.
با آهنگ کریس د برگ و گروه سابقا لوس آریان حالی میکنم. هرچند که طنزنویس رادیو زمانه نتواند بفهمد که کریس د برگ چقدر برای ما عزیز است. مردی که با Sailorهاش بادبانهای وجودمان به لرزه در میآید…
آخه طنزنویسهای عزیز کمی…
ارسال شده در Uncategorized | 2 Comments »
ژوئن 6, 2008
اگه با دیدن مسافرها و پلاکهای نا آشنا حس فضولیتون گل میکنه داشتن این عکسهای کوچک در یک فولدر در گوشی شما، میتونه کمک کنه. مثلا این روزهای تعطیل در شهر ما از 12 تا 13 تا 58 و پر 68 و 72 است!
مطلب مرتبط و عددها از اینجا برداشت شده
ارسال شده در Uncategorized | 9 Comments »
ژوئن 3, 2008
یکی از علل تکرر پست بلاگرهای فنی [تر] نسبت به بلاگرهای بلاگفا و پرشینبلاگ و… شناخت ابزارهای XML و استفاده از فید و چیزهای دیگری است که سرعت عمل این عده را چنان بالا میبرد که آمپر سرعتشان بتکرد!
با فایرفاکس 3 استفاده از
اسکرایبفایر توصیه میشود. (با اف اف 3 به این دلیل که موتورش با نیم فاصله آشتی کردهاست و از طرف دیگر افاف3 در اوبونتو مشکل فایل بروزینگ و نمایش تامبنیل عکسها را ندارد)
عجب چیزی شدهاست افاف 3! نسخههای قبلی را که تست کرده بودم خوشم نیامده بود ولی این نسخه RC اخیر خیلی توپ است. یک هفته گذشته کلا کوچ کردهام به این. تمام اکستنشنهای مورد نیازم هم باهاش کار میکنه. حالی مینماییم.
- باز شدن در تب جدید مهمترین بهبود اسکرایبفایر است برای من! با صفحههای درهم، برهم میشم.
پینوشت: برای چک نکردن ورژن افزونهها توسط افاف3:
about:config
make: extensions.checkCompatibility
value: false
ارسال شده در Uncategorized | 3 Comments »