سرقت عمل
آقا! دیروز نه پریروز. بعد از ظهر. حدود ساعت سه و چهار و اینا. من خسته و درمانده از تهران رسیده، نشسته بودم روی پله گلخونه و بچهها داشتند وانت رو خالی میکردند. بعد یک آژانس پیکان داشت میپیچید تو خیابون کنار ما. بعد صدای یک موتور کاوازاکی 125 که داشت دنده 3 رو پر میکرد که بده به 4 اومد.
راننده که خسته باشه و شب هم راه اومده باشه، مطمئنا سرعت عکس العملش خیلی پائین میاد. من هم همچین تو خواب و بیداری داشتم میشنیدم و میدیدم اینا رو.
بعد پشت وانت که من نمیدیدم صدای برخورد، موتوریه سی چهل متر پرت شد و موتورش خورد به فضای سبز اون ور…
چند ثانیه بعد من تازه به این فکر کردم که به وانت خورد یا به آژانسه؟ پاشدم رفتم وانت رو وارسی کردم که بهش نخورده بود. بعد تازه رفتم سراغ موتوریه (!) تازه راننده آژانسیه پیاده شده میگه به من خورد یا به تو؟
گفتم کنار ماشینتو سیر کنی دستت میاد. از این سر تا اون سر تراشیده بود.
پسره سرباز بود و کچل و مرخصی اومده. سرش اندازه یه پیاله باد کرده بود و اون قسمت که قمه زده بود کمی خون آمده بود. بهش گفتم تکون نخور، میخواست بلند بشه. پاش و دست و همه جاش خراشیده بود.
به ممد گفتم زنگ بزن اورژانش. زنگ زده بود 110. حدود 15 دقیقه بعد افسر راهنمایی از تاکسی پیاده شد و سمند کلانتری سر رسید. افسره به محض پیاده شدن، گفت من همین الان خواستم نگهش دارم که فرار کرد (موتوریه). پسره بلند شد. گواهینامه و مدارک همراه نداشت ولی گفت خونه داره.
آقا تو این موقع اورژانس از یک شماره معمولی (غیر از 115) به ما زنگ زد که وضعیت چطوره؟ آمبولانس بفرستم یا نه؟
گفتم خواهر جان، سرش باد داره، دست و پاش زخمیه، کلاه ایمنی نداشت. حالا خودت میدونی. بفرستی یا نه؟ ولی من بودم میفرستادم.
بعدش آمبولانس اومد. طرف سر پایی از پسره میپرسید کجات درد میکنه؟ (معاینه آخرش)
خلاصه 30 دقیقه طول کشید آمبولانس بیاد.
پس اگر ایران زندگی میکنید. موتور سوار نشید. اگر مجبورید موتور سوار بشید کلاه ایمنی داشته باشید. ولی اگه من بودم موتور سوار نمیشدم. حالا خود دانید. تو شهر 100هزار نفری نیم ساعت طول میکشه یک پرستار الدنگ بیاد بالا سرت. حالا ببین تو تهران 10میلیونی چقدر طول میکشه.
–
ضمن تشکر از پرستاران و پزشکان و کارمندان زحمتکشی که در سیستم مزخرف پزشکی ایران حرام میشوند.
می 8, 2008 در t 5:57 ب.ظ
تو تهران همه دکترن تا اورژانس بیاد طرف دخلش میاد . احتمالا زنده موندنش از دست مردم احتمالش کمتر از زنده موندن بخاطذ تصادفه
می 9, 2008 در t 2:41 ق.ظ
hey man u stole my nick name not cool

می 9, 2008 در t 2:41 ق.ظ
می 9, 2008 در t 2:42 ق.ظ
می 9, 2008 در t 10:35 ق.ظ
بچه بودم یه تصادف موتور با چشم خودم دیدم. پسره رو هنوزم میشناسم اون موقع درب و داغون شده بود. دایی خودمم اینقدر با موتور تصادف کرد تا این عشق موتوری بودنش رو گذاشت کنار. خلاصه از این شی بی مصرف بیزاریییم
می 13, 2008 در t 6:24 ق.ظ
سلام
شرمنده دوست عزیز من میتونم بیشتر با شما آشنا بشم؟
می 13, 2008 در t 8:26 ق.ظ
من چون یه مورد اورژانسی یه بار داشتم خوب برخورداشونو یادمه
می 15, 2008 در t 12:10 ق.ظ
باز هم خوشمان آمد از ویب لاگ اتان !!!