دیشب یه خانم محترمی از کیفش درآورد دو تا بسته نمک گذاشت روی میز من و به من دوستم گفت که نذری است و اینا. من هم بیچاره چه بدونم. گفتم خب چیکارش کنم؟ دوستم یه سقلمه به من زد که بابا نذریه و ماست مالیش کردیم خانم رفت.
خب خواهر من! نمک بستهای صد تومن دویست تومن. تازه مگه من امامزادهام؟! گیریم داری احسان میکنی. باید به فقیر فقرا بکنی. من که تو طبقه متوسطم احسان شما که مشکلی دوا نمیکنه!
ما رسمی داریم که روز تاسوعا شمع نذر میکنند و 40 مسجد رو پیاده میبرند و شمع میدن. اون روزها که مساجد با شمع روشن میشده بله. رسم بسیار فکورانه و دقیقی بوده. مصرف شمع یک سال مساجد تو روز تاسوعا جمع میشده. افراد هم حداقل سالی یکبار ورزش میکردهاند. ولی الان چی؟ لامپ کم مصرف هم که گرونه و ملت نذرشون رو عوض نمیکنند. خیلی هنر بکنند لامپ صد-وات میبرند که به خاطر مصرفش مسجد از اونها هم استفاده نمیکنه.
آقا جان وقتش رسیده نذوراتمون رو به فقرا بدیم. وقتش رسیده به آینده فکر کنیم. پول شمعها رو بدین به یک مسجد. بدین به یک مدرسه. بدین به یک کار سازنده دیگه.
تو جامعه به هر دلیلی افراد میمیرند. در تصادف. در زلزله. به مرگ طبیعی. اینها بچههاشون جا میمونند. بچههایی که ممکنه به خاطر فقر نتونند درس بخونن و آیندهشون تباه بشه. اگر اینها کمک بشوند که درست زندگی بکنند شما (جامعه) در آینده یک مشکل کمتر داری. یک خانواده درگیر کم میشه. افراد بیشتری راحتتر زندگی میکنند.
چندین موسسه خیریه در ایران هست که واقعا به این بچهها کمک میکنند. روی اینترنت هم هستند. شما فرض کن 20 بسته نمک نذری داری. میشه 4000تومن. پولش رو بریز به شماره حساب این موسسه. هم نذرت ادا شده هم کار درستی کردی. به همنوعت کمک کردی. بعضیها میگن اینها مسولاشون پولها رو بالا میکشند. خب چقدرش رو میتونن بالا بکشن؟ اگر حتی 10 درصد کمکهای مردمی هم به دست نیازمندش برسه خوبه. تازه اون آدمهایی که تو این موسسات کار میکنند خود مردم ایران هستند. اغلب بدون دستمزد کار میکنند. وقت اضافهشون رو کار میکنند. بیایید به هم دیگه اعتماد کنیم. ضرر نمیکنیم. نخیر شما اعتماد نداری! شخصا برو خودت به مراکز بهزیستی به مراکز نگهداری کودکان یتیم. به خانه سالمندان. همهش که پول لازم نیست. نیروی کار هم لازمه. برو شخصا کمک کن.
چرا از موسسهی خاصی اسم نمیبرم؟ میخوام تو شهر خودتون بگردید و پیداشون بکنید. خیلی زیادند. خیلی زیاد. تو شهر من موسساتی هستند که 50 ساله دارند کار میکنند و هنوز ملت نمیشناسندشون چرا؟ چون تبلیغ ندارند. هر چی پیدا میکنند خرج مددجوها میکنند. دیگه واسه تبلیغ چیزی نمیمونه. صدا و سیما هم برای اینکه آرامش روانی جامعه رو به هم نزنه از اینها نشون نمیده. شاید حق داره. بالاخره باید ملت امید به زندگی هم داشته باشند چقدر غم؟ چقدر غصه؟ چقدر دعوا؟
تو جامعه ما مشکل کلیوی هست. مشکل دیابت هست. مشکل اماس هست. مشکل سرطان هست. مشکل پیرزنان و پیرمردان بیسرپرست هست. همه اینها مراکز کمک دارند. آیا اینها رو فقط باید پولدارها کمک بکنند؟
خیلی رک و راست به شما بگم. پولدارهای ایرانی چون پول خرج نکردند پول دار شدن! اینها به درد لای جرز هم نمیخورند. پولدارهایی که من دیدهام دو زار به کسی کمک واقعی نمیکنند. اگر کمک میکردن که پولدار نمیشدن. صدقهای که اونها رد میکنند از صدقهای که یک کارگر ساختمانی میده کمتره!
ملت طبقه متوسط باید به طبقه فقیر کمک بکنه و داره میکنه. روی کمک به همنوعان مشکلدار ایرانی فکر کنیم. فقط باید کمکها اصلاح بشوند. هدفدار بشوند. هدر نروند.
شما که وقت گذاشتی این رو تا اینجا خوندی بهتر از من درک میکنی. من غلط میکنم شما رو نصیحت بکنم. من به خودم میگم. ولی هدفم اینه که شما هم به اطرافیانت بگی. تقی به توقی میخوره گوسفند نذر میکنیم. میکشیم میزاریم تو فریزر! خیلی کاردرست باشیم فامیل و برادر و خواهر رو جمع میکنیم یک شام و نهار میدیم و تموم شد رفت. مگه نه اینکه ما با هم-رنج خودمون میپریم؟ خب وقتی من میتونم گوسفند قربونی بکنم فامیلمم میتونه دیگه! پس فقرای محله پایین شهر که ماهی یکبار گوشت گیرشون نمیاد چی؟
علي 10:26 ق.ظ. در دسامبر 22, 2011 پیوند پایدار |
سلام
اين مطلبي كه شما نوشتيد حالتي كاملا استثنايي براي صادر كننده است . صادر كننده هميشه كالا را به دلار يا يورو ميفروشد و نه به ريال .اگر اين صادر كننده دلاري فروخته بود الان 50000 دلارش كه اونموقع 65 ميليون ارزش ريالي داشت ، ارزشي برابر 75 ميليون تومن داشت . پس از اين حالت خاص كه بگذريم ، بالا رفتن قيمت ارز براي توليد كننده و صادر كننده ايراني پديده مثبتي است . البته كه عوامل اقتصادي ديگر هم بايد در نظر گرفته شوند ، مثل نرخ گمركي واردات مواد اوليه و غيره كه منجر به تشويق صادر كننده شوند . البته كه بحث تاثير اين پديده بر زندگي مردم مصرف كننده و چگونگي حمايت از آنها در مقابل موج تورم بعدي ناشي از بالا رفتن دلار موضوع ديگري است و من صرفا از همين جنبه كه شما فرموديد نظر دادم. موفق باشيد علي
شیرازی 8:40 ب.ظ. در دسامبر 22, 2011 پیوند پایدار |
تولید کننده ایرانی اشتباه می کند. ایشان اگر معامله شان با دلار باشد (که باید باشد) اتفاقا خیلی سود کرده اند که باید هم همینطور باشد. در علم اقتصاد همیشه افزایش نرخ ارز (کاهش ارزش پول ملی) به نفع صادرات است. بنابراین این نکته ای که نوشته شده است، کاملا اشتباه است.افزایش قیمت ارز به شدت به ضررواردات است و با توجه به وضعیت افتضاح اقتصادی کشور باعث افزایش قیمت بهای تمام شده تولیداتی می شود که به مواد اولیه وارداتی وابسته هستند.
hamed 9:08 ب.ظ. در دسامبر 22, 2011 پیوند پایدار |
sader konandeye khojasteh
براندازنرم 10:05 ب.ظ. در دسامبر 22, 2011 پیوند پایدار |
برادر عزیز تو رو خدا یه چیزی میخوای بنویسی یک کم تخقیق کن , گران شدن ارز به نفع تولید داخل و صار کنندگان است , مگه این بابا اینقدر احمق بوده که به ریال فروخته باشه !!
توی خارج جنس رو به ارز خرید و فروش میکنن نه به ریال .
behi 10:47 ب.ظ. در دسامبر 22, 2011 پیوند پایدار |
khasteh nabashin agha
yani vaghean shoma bar aks fahmidin
mamolan vaghti tejarat khareji anjam mishe poolesh be dollar e na be rial
natijatan vaghti dolar geron mishe, vaghti jens bara shoma 65 milion dar omadeh va 50k dolar mifroshin, hala ageh 65 milion beshe 40k ya shoma ghabeliateh reghabat ba baghieh ro darin ya inkeh shoma hamon 50k ro migin va 10k dolar sood kardin
ye zareh fekr konin
shayadam tarafeh moghabeleh khareji dareh sareh aghaye toolid konandaton kolah mizareh!
مرتضی 2:26 ب.ظ. در دسامبر 25, 2011 پیوند پایدار |
تا اونجایی که من خبر دارم و دیدم، مبادلات بین المملی بر اساس دلار و یورو انجام می شه. این بنده خدا مگه به ریال فروخته که الان متضرر شده؟!
اگر وارد کننده بود، این موضوع کمی صادق بود (البته نرخ دلاری که به وارد کننده ها داده می شه خیلی کمتر از نرخ آزاد هستش)
علي 9:30 ب.ظ. در دسامبر 25, 2011 پیوند پایدار |
دوست عزيز ” شيرازي ” ! اينكه مواد اوليه وارداتي كه گران شود تاثير فزاينده بر قيمت تمام شده دارد ، درست . اما دقت كنيد كه 1- بطور متوسط( تاكيد ميكنم متوسط ) كمتر از 10 درصد قيمت تمام شده كالا ها در ايران از مواد اوليه وارداتي تشكيل شده . 2 – هزينه هاي ديگر در شرايطي كه تاثير ثانويه افزايش قيمت ارز و همچنين ساير سياستها مثل حذف يارانه ها و غيره را در نظر نگيريم ( زيرا وارد محاسبات تاثيرات ثانويه و بعدي ميشوند كه هر كدام در جاي خود و بطور مشخص و دقيق بايد محاسبه شوند.) قسمت اعظم قيمت تمام شده را تشكيل ميدهند . انتقاد ما به سياستها ي اقتصادي دولت دقيقا در همين نكته نهفته كه اگر بناست از توليد كننده داخلي حمايت شود و مصرف كننده نيز متضرر نشود لازم است كه اولا تعرفه واردات مواد اوليه و ماشين الات توليدي كاهش يابد و ثانيا سياستهاي تعديل قيمت با دقت زيادي طراحي شود كه منظور حاصل شود . در حالي كه وجه مشخصه سياستهاي كنوني دولت بي انضباطي در همه سياستهاي اقتصادي اعم از طراحي و اجراي آنهاست.