جولای 3, 2009 by robo
سالها پیش وقتی پائولو خواندیم چیزهایی رو دوباره به یاد آوردیم از خودمان از گذشته خودمان از آنها که فراموش شدهاند. برخی گفتند او از فرهنگ ما دزدی کرده. ولی من فکر میکنم که او کار بزرگی در یادآوری همه آن چیزها کرد که برای ما فراموش شدهاست.
مترجم آثار پائولو مسلما بیش از همهی ما تحت تاثیر تعلیمات غیرمستقیم اوست. بیایید خودمان را جای آرش حجازی بگذاریم و به سبک داستانوارههای فرورتیش رضوانیه فکر کنیم که خود من واقعا و کاملا به طور اتفاقی در صحنه مرگ مرحومه ندا آقاسلطان حضور داشتم! و چارهای جز سعی برای جلوگیری از خونریزی او نداشتم. (این یک رفتار ذاتی است که انسان به کمک مجروح بشتابد. در درس معارف اسلامی هم از همین استدلال بدیهی برای چیزهای دیگری دلیل میآورند)
خب. بیچاره آن زن مرد. دستها و لباسم خونین است و چندین دوربین در حال ضبط من و چهره من هستند. حالا چه؟
انتخاب سختی است. یا باید فرار کنی و قایم شوی و یا باید بایستی و بگویی که چه دیدی و چه شد؟
آرش حجازی ابتدا سعی کرده که خودش و خانوادهاش را به خارج از کشور منتقل کند و سپس شهادت بدهد به آنچه دیده. کار عاقلانه و بسیار نیکویی کرده.
من فکر میکنم روند تفکر پائولو کوئیلو در این اتفاق خیلی جاری و ساری است. موثر است. دخیل است. رمز است.
برای آرش حجازی مردی که عاقلانه و درست عمل میکند ادای احترام میکنم. موفق و پیروز باشی آرش.
برچسبها: arash hejazi, books, iran, neda, paulo coelho
ارسال شده در Uncategorized | Comments Off
ژوئن 15, 2009 by robo

به درصد

منبع ارقام سایت وزارت کشور لینک
برچسبها: 1388, موسوی, نمودار, چارت, نتایج, کروبی, آمار, انتخابات دهم, احمدی نژاد, اردبیل, درصد, رضایی
ارسال شده در بررسی | 5 Comments »
ژوئن 12, 2009 by robo
من تا حالا چنین حضوری در رای گیری و تبلیغات انتخاباتی ندیده بودم. دو سه شب گذشته واقعا شهر شلوغ و کار و کاسبیها تعطیل بود.
من هیچ وقت برای رای دادن مجبور به ایستادن در صف نشده بودم. همیشه میرفتی انگشت میزدی تموم. ولی امروز تو صف درازی ایستادیم! اغلب حوزهها هم اینطور بود.
ارسال شده در Uncategorized | 5 Comments »
ژوئن 8, 2009 by robo
در منطقه حیران (جاده بین اردبیل به آستارا) پوشش آنتهای موبایل کشور همسایه (آذربایجان با اپراتورهای آذرسل و…) بیشتر از پوشش آنتنهای دولتی ایران است و وقتی گوشی شما در حالت انتخاب اتوماتیک اپراتور باشد (قویترین آنتندهی را انتخاب کند) آنوقت یک اساماس برای شما میاد که به اپراتور آذرسل خوش آمدید. در این لحظه اپراتور دولتی ما از من هزینه رومینگ کم کردهاست! ای تو روحت مخابرات!
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
ژوئن 6, 2009 by robo
من در مناقشه آقای
محمود احمدی نژاد و آقای میرحسین موسوی (چرا روی میر!؟ اینقدر تاکید میکنند افراد؟ صمیمیت میآورد؟ سید حسین هم میشود گفت ها. البته بدون این القاب ناصواب هم بد نمیشود ها) یک نکته کوچک دیدم که حیف شد که آقای موسوی یادش نبود یا به ذهنش نرسید.
آقای محمود احمدینژاد لقمهای بود که آقای بشارتی وزیر کشور آقای اکبر هاشمی رفسنجانی در سفره این کشور به عنوان استاندار استان تازه تاسیس اردبیل گذاشت!
وقتی آقای محمود احمدینژاد داشت از دولتهای قبلی و بخصوص تیم کاری و افراد زیر دست آقای هاشمی انتقاد (که چه عرض کنم دادرسی و اعلام جرم عبارت بهتری است) میکرد. کاش ازش میپرسید که شما چطور وارد چرخه سیاست این کشور شدید؟
آیا استاندار بودن یک مقام انتخابی با آراء است که بگوییم که شما را «ملت» انتخاب کردهبود و شما در تیم آقای هاشمی نبودید؟
آقای محمود احمدینژاد بالاخره باید در مقابل خیلی «چیز»ها جواب بدهد. ولی حیف که مثل دادگاه صدام حسین در همان دادرسیهای اولیه حکمش صادر میشود و مثل پرونده جنگ حمله عراق به ایران نوبت نمیرسد. تاثیرات تخریبی زیست محیطی آقای استاندار سابق اردبیل هم اون اواخر عملکرد آقای محمود احمدینژاد است و نوبت بهش شاید نرسد ولی نباید فراموش شود.
بعد از این مناظره من دریافتم که آقای موسوی درست که است کاندید مورد پسند من نیست. و با نظرات و ایدهآلهای من خیلی فاصله دارد. ولی به هرحال میشود بهش فکر کنم.
ارسال شده در Zereshk | 4 Comments »
می 26, 2009 by robo
در انتخابات قبلی بود؟ آقای مهرعلیزاده که رئیس مسبوق تربیت بدنی بود؟ روی آذربایجان حساب باز کردهبود که چون اصلیتش ترک است، پس ترکها باید بهش رای بدهند.
ولی من حقیر شناختی که از همزبانانمان دارم این است که درصد بسیار زیادی از ما نژادپرست نیستند. حداقل به نژاد ایرانی اولویت بیشتری میدهند. درسته پان ترکها و دستههای خفیفتری وجود دارند ولی بسیار بسیار کمشمار.
حال میبینم که آقای موسوی هم دارد همین اشتباه را میکند، آقای کلانتری (وزیرالوزرای مسبوق کشاورزی) گفته است: اگر ۱۳ميليون آذري راي دهند ، موسوي رييس جمهور است.
از کنار دست دارم کارهاشان را تماشا میکنم و میتوانم بگویم این حرکت روی صفحه شطرنج انتخابات، همان حرکتی است که آقای مهرعلیزاده انجام داد و شکست خورد.
ارسال شده در Zereshk | 9 Comments »
می 10, 2009 by robo
چندین بار از این جاده قدیمی نوشتهام. دو هفته پیش که تهران میرفتم با موبایل عکسهایی گرفتم و کیلومترها رو یادداشت کردم که اینجا بگذارم.
- توجه کنید که من شما را ترغیب به استفاده از این جاده نمیکنم، مثل همیشه تشریک اطلاعات عمومی است.
مسیر اردبیل – آستارا – رشت – قزوین – تهران حدود 600 کیلومتر است. مسیر اردبیل – میانه – زنجان – قزوین – تهران هم همین حدود است. تفاوت ماجرا در نوع جاده و ترافیک آن است.
- خب. در پمپ بنرین علی آباد من بنزین زدم و کیلومترم را صفر کردم.
- ساعت 4:30 دقیقه از فلکه ایثار خارج میشم به سمت خلخال و کوههای باغرو. (پلیس راه این مسیر روی تابوهای سرعت خیلی حساس است. و کمین زیاد میکنند. به محدودیتهای سرعت پایبند باشید به نفع خودتان است. عجله لازم نیست.)

- بعد از گذشتن از پلیس راه و شهر هیر و روستای بودالالو (که محل انشعاب جاده به سمت چپ و دریاچه زیبای نئور است) و عبور از چندین روستای دیگر در کیلومتر 68 میرسیم به سه راه اول خلخحال (انشعاب سمت چپ به گیوی بالا و شهر خلخال میرسد). ما این سه راهی را مستقیم رد میشویم.

- در کیلومتر 72 میرسیم به سه راه قدیم خلخال که به شهر گیوی پایین و خلخال میرسد. این را هم مستقیم میروم.

- بعد از سه راه دوم دست راستمان محل قرارگاه دستگاههای سنگین راهسازی است که راه رسمی و اصلی و آیندهی اردبیل میانه و همچنین راه-آهن اردبیل-میانه را دارند میسازند. این جاده تا دو سه سال دیگر و راه-آهن انشاالله تا ده سال دیگر آماده خواهدشد.
- دو سه کیلومتر بعد یک سه راه است که نوشته است گنجگاه-میانه، مستقیم رد میشویم.
- چند کیلومتر بعدتر مزرعه پرورش شترمرغ هست. بعدترش یک کارخانه آسفالت هست.

در کیلومتر 82 میرسیم به سه راه فیروزآباد-میانه (تقریبا یک کیلومتر مانده به خود روستای تاریخی فیروزآباد- این روستا یک پل بسیار قدیمی دارد و شعبهای از قزل اوزن از آن میگذرد که ماهی زرد رنگ احتمالا به نام زردپر دارد). یک تابلو در این سه راه هست که نوشته میانه 65 کیلومتر.
میپیچیم به راست به سمت کوهها.

در کیلومتر 105 انتهای حوزه استحفاظی راهداری اردبیل را میبینیم و عملا ماجرای نگهداری از جاده به پایان میرسد. آنطرف تابلو که استان آذربایجان شرقی است در این سالها هیچ به این جاده لکهگیری و اینا نکردهاند و کل آسفالتش از بین رفته. پارسال دوباره عملیات بازسازی این قسمت خراب شده آغاز شده و مجددا دارند زیرسازی میکنند. دستشان درد نکنه.

- در کیلومتر 112 آغاز گردنههای جاده است و خیلی باید مواظب باشید چون هم گاهی خاکی است و هم گردنهها شیب زیادی دارند. من با دنده یک و دو میروم و با ترمز هم نمیگذارم دور موتورم بالای 3هزار برود. چرا که اگر با ترمز بروید لنتهاتان داغان میشود. اگر با دنده هم بروید احتمالا تسمه پروانه پاره کنید. اگر حواستان نباشد مثل این پراید هم جوش میآورید.

- در کیلومتر 115 پیچ اصلی گردنه را رد میشوید که اسمش را نمیدانم. کل منطقه طبیعت بسیار زیبایی دارد.

- در کیلومتر 120 گردنهها تمام میشود و به محل ساخت یک تونل میرسید که آنورترش قرار است سد شهریار روی قزل اوزن زده شود.
- در کیلومتر 128 آسفالت بد و خاکی تمام میشود و آسفالت قابل قبولی دارد. (یعنی کلا 23کیلومتر را باید دندان روی جگر بگذارید و با آرامش رانندگی کنید)
- در کیلومتر 141 به سه راه جاده اصلی قدیم تبریز-میانه-زنجان میرسیم. سمت راست ما در 5کیلومتری شهر میانه و سمت چپ ما به سمت زنجان و اتوبان میرود.
- در کیلومتر 191 وارد اتوبان تبریز-تهران میشویم.
ساعت 8:30 زنجان هستم و ساعت 12:30 میدان ولیعصر تهران از خلوتی نیمه شب تهران استفاده کرده به سمت پارک ساعی که خیلی دوستش دارم میرفتم.
دوستانم با پژو 405 و با همین احتیاطات 3 ساعته به زنجان میرسند و 3 ساعت دیگر هم تهران هستند. من معمولا در جاده معمولی بالای 80 نمیروم و در اتوبان هم 100 تا 110 تا. وانت پیکان ایران خودرو بیشتر نمیرود که من هم بروم!
الغرض! فرق این دو مسیر کجا بود؟ اینجا بود که شما 191 کیلومتر جاده میروید و 400 کیلومتر اتوبان. ولی از مسیر گیلان 400 کیلومتر جاده میروید تا قزوین و 200کیلومتر اتوبان میروید. که خود این جاده هم از گیلان میگذرد که در واقع گیلان یک استان نیست بلکه یک شهر بزرگ است با محلههایی دور از هم که در جادههایش سرعتگیر کاشتهاند.
هر دو جاده مزایا و معایبی دارند. گیلان اگر ماشینتان خراب بشود تعمیرگاه بهتر پیدا میشود. ولی در کوههای باغرو گیر میافتید. اینجا خلوت است و شبها ممکن است نا امن باشد. آنور شلوغ است و پلیس بیشتر. طبیعت گیلان زیبا ولی تکراری است. طبیعت کوه بکر است و تازه.
جاده آینده اردبیل-میانه از داخل فیروزآباد رد میشود و به شهری به نام آغکند میرود و از آنجا مسیتقیما وارد اتوبان میشود. جاده بسیار خوبی است در حد جاده حیران. پهن و قشنگ. ولی یکی دو سال باید صبر کنیم. به نظرم روی شاهرگ حمل و نقل اقتصادی اردبیل خیلی خیلی موثر است. امیدوارم به زودی تمام شود.
View Larger Map
برچسبها: قزوین, میانه, کوهستان باغرو, گیلان, اردبیل, تهران, جاده, راه آهن, راهداری مزخرف گیلان, زنجان, سفر
ارسال شده در Zereshk | 3 Comments »
آوریل 25, 2009 by robo
وقتی در ترجمه کتابهای عمومی و رمان اشکالات فراوانی وجود دارد زیر سبیلی در میکنیم. چرا؟ چون مطلب اهمیت خاصی در سواد اشخاص ندارد. ولی وقتی در یک مستند علمی درباره تونل سازی در مالزی عظمت کار و میزان آموزشی که در این مستند در پی دارد را حس میکنی. آن وقت ترجمه دقیقا چرت و پرت است! مترجم «کانکرت» را دقیقا «کانکرت» ترجمه کرده در حالیکه «بتن» رو هم میشد به کار برد.
یا جای دیگری «دندان آبی» در ترجمه «بلوتوث» استفاده میشود.
- آیا مترجم مجبور است؟

دو تا راهکار وجود داره به نظر من.
-اول مترجمها به خودشون بیایند و تخصصی کار بکنند. این همه فارغ التحصیل زبان انگلیسی بیکار داریم. شش ماه یک سال وقت بگذارند و در یک رشته تخصصی دیگر آشنایی پیدا بکنند. مثلا ترجمه در زمینه معماری. عمران. الکترونیک و … نمایشگاه کتاب هم نزدیکه و کلی کتاب کوچولو میتونند پیدا بکنند و شروع بکنند. بعد فیلمهای مستند. زینویس تولید کردن خودش کم کاری نیست.
- دوم ایرانیها هم مانند چینیها سعی کنند دانشآموزان به طور نسبی تواناییهای بالایی از زبان انگلیسی داشتهباشند. همانطور که میدانید در کنکور سراسری چین که نزدیک ده میلیون نفر شرکت کننده دارد تاکید زیادی روی زبان دوم وجود دارد. و دانشآموزان وقتی دبیرستان را تمام میکنند میتوانند به نسبت انگلیسی را صحبت بکنند. دانشآموز ما چطور؟
در مدارس ما از تواناییهای لازم برای یک زبان (خواندن، نوشتن، شنیدن، فهمیدن و گفتن) کدامش به درستی تدریس میشود؟ اصلا برنامهریزی آموزشی زبان انگلیسی ما در مدارس آیا درست است؟
حالا انتخاب با جامعه است. بهترین کار به نظر من انتخاب هر دو با هم است. هم مترجمها درست کار کنند هم مردم سطح توانایی زبان دومشان را بالاتر ببرند.
حکومت هم به زبان انگلیسی به چشم لولو نگاه نکند. راه حل در تقابل فرهنگها بستن درها نیست. بالا کشیدن فرهنگ ایرانی است. وگرنه ما به هر حال در گلوبالیزیشن حل خواهیم شد. بهتر است اقلا فرهنگ ایرانی در کنار فرهنگ جهانی باقی بماند وگرنه نمیشود درها را بست.
ارسال شده در Zereshk | 7 Comments »
آوریل 20, 2009 by robo
« مهم نیست
صابون را با “ص” بنویسیم یا با “س”،مهم آنست که کف کند »
خوشمان آمد:
سابون
ارسال شده در Uncategorized | 3 Comments »
آوریل 12, 2009 by robo
امروز اولین بار رفتم سر کلاس درس! درس اول اقتصاد. و یک خفن دکتر سختگیری به تورمان خورده که نگو.
آخر جلسه گفت: سوال؟ من هم پرسیدم امروز که نرخ بهره 12 درصد اعلام شد کار خوبیه یا نه؟
گفت در مدل اقتصاد مخلوط-اسلامی که ما داریم. بله دخالت دولت تا حدودی مجاز است ولی نه اینجوری. ولی دولت باید کاری بکند که خود بازار اتوماتیک نرخش پایین بیاید. اینکه دستوری است ماجرای دیگری است.
گفت اصولا نرخ بهره دو سه درصدی کمتر از نرخ تورم باید باشد. وقتی نرخ تورم توسط بانک مرکزی بالای 30درصد است. پس نرخ 12درصد تناقض است!
از این رییس جمهور که گذشت. امیدوارم رییس جمهور آینده دو تا کتاب مختصر صد صفحهای به نام «اقتصاد خرد» و «اقتصاد کلان» را مطالعه بکند.
ارسال شده در Uncategorized | 4 Comments »