اسپم های تلفنی تبلیغاتی

فوریه 1, 2010 با robo

والا به خدا هر چیزی تو ایران اولش که غلط میاد تا آخرش دردسر ساز میشه.
تبلیغات و بازاریابی تلفنی چیز مهم و کاربردیه. ولی تو ایران مثل همیشه دارن از سر گشادش باد میکنن!

یکی دو هفته پیش یک خانم میان سالی زنگ زده به موبایلم (توجه لازمه. موبایل) بعد شروع کرده جمله بندی‌ش رو طوری تنظیم کرده که این سوءتفاهم پیش میاد که از طرف آتش نشانی زنگ زده در واقع اون با صدا و لحنی رسمی میگه که مثلا: «آقای محترم با عرض سلام و وقت بخیر. من از مرکز پیش‌گیری از حوادث آتش‌سوزی تهران کف‌بر (!) مزاحمتون میشم.»

خب شما اگر با این تماسها آشنایی نداشته باشید سرعت گفتار و جمله‌بندیش کاملا شما رو به اشتباه می‌اندازه.

اینها رو که گفت. من هم مشتری داشتم و کار دستم بود. بهش گفتم که خانم من چیزی نمیخرم.
بهش برخورده میگه که نه! شما تو رو خدا باید بخری! میگم که خانم جان شما تبلیغ میکنی من هم لازم ندارم. چرا ناراحت میشی؟

میگه که این چه طرز برخورده آقا…
بهش میگم شما میدونی اسپم Spam یعنی چی؟ میگه نه. گفتم یعنی مزاحمت تبلیغاتی ناخواسته! من از شما نخواستم که مشخصات کپسول آتش‌نشانی واسم بگی که!

حالا گذشت.
امروز صبح که از امتحان برگشته بودم. اینبار باز یکی از اینا زنگ زده به تلفن ثابت. که من از فلان مرکز مزاحمتون شدم و آقا شما ماشین دارین؟ گفتم بله. گفت چی هستش: گفتم یه چیزی در حد بنزه! گفت مدلش چیه؟ گفتم 2010. گفت سنسور کاهش سوخت روش نصب شده؟ گفتم بله. گفتش ممنون. ببخشید که مزاحم شدم. گفتم خواهش میکنم!

حالا ما موندیم و این شرکتها و جاهایی که شماره تلفن آدم رو میفروشند به اینها! مثلا نمایندگی‌های ایران خودرو. سایپا. همه چیز شما رو میدونند. اسم و فامیل و نوع ماشین و اینا. دفاتر تبلیغاتی که کتابهای آگهی تولید میکنند و هزار تا جای دیگه! حتی تو دهات ما شرکتهایی هستند که ویزیتورهاشون رو میفرستند تو خیابون میرن مغازه‌ها یک دونه کارت ویزیت طرف رو برمیدارند. حالا ببین چه مصارفی این میکنن: اولن یک دفتر درست میکنند از اسامی و اشخاص و مکاسب و اینا موضوعی. بعد مثلا اگر طراح کارت ویزیت هم باشند این دفاتر رو به مشتری‌هاشون نشون میدن میگن اینو ما طراحی کردیم. اگر تبلیغات‌چی باشند میگن کارهای تبلیغاتی این کسبه رو ما میکنیم. و … هزار تا خالی دیگه.

در مورد SMS هم که خود مخابرات پول‌دوست سه نقطه‌ش شماره آدم رو میفروشه این SMSهای مزاحم!

The Twins of Fame

ژانویه 30, 2010 با robo

first one:

IN L’AQUILA: Italian Prime Minister Silvio Berlusconi spoke Friday at a ceremony in which an earthquake commissioner handed the reins in L’Aquila, Italy, the site of a devastating quake last year, to the regional governor. (Sandro Perozzi/Associated Press) #

AND elder one:

وبلاگ چی؟

ژانویه 30, 2010 با robo

به اطلاع می‌رساند آگهی‌نامه فرزندم رجب توسط مادر محترمه آقا رجب منتشر میگردد.

وبلاگ چی؟

ژانویه 29, 2010 با robo

من از مدتها پیش فلیکر خانمی به نام فرنوش رو دیده بودم که بیشتر عکسهای خودشون رو در زمینه یوگا و مسافرت و … منتشر میکردند. امروز دیدم که وبلاگ پر و پیمانی هم مورد کتاب و همین یوگا و سفر و در کل لایف استایلشان دارند.

“I saw the angel in the marble and carved until I set it free” – Michelangelo

بابا دست خط قشنگه

ژانویه 27, 2010 با robo

امروز امتحان زبان داشتم. بگذریم از اینکه چه کلاس زبانی بود این ترم. و چقدر به دانش ما افزود. امتحانش هم تجربه منحصر به فردی بود.

هف هشت ده تا پاراگراف کوتاه سه خطی داده بود از متن کتابی که خوانده بودیم (که کتاب مهمی است برای ما: گلهای شاخه بریده‌‌ی آرمیتاژ – Specialty cut flowers, allan Armitage نسخه پی دی اف اش هم روی اینترنت هست) و گفته بود ترجمه کنید و در هر کدوم هم یکی دو تا کلمه تخصصی داشت که معلوم بود تکیه روی اونها بوده.

و اینکه آی مثل سوالهای استاندارد وقت بزاره تلاش کنه سوال طراحی کنه. متن بده ازش سوال دربیاره. اصطلاح بده معنی تخصصی بخواد یا خدای نکرده در حد کنکور سوال طراحی بکنه که فردا روزی به درد دانشجو بدبخت بخوره! ابدا!

ولی مهمتر از همه اینها فونتی بود که برای تایپ سوالها استفاده کرده بود! یک چیزی تو این مایه‌ها:

والا بدبخت بیچاره‌ها همکلاسی‌های من متن آریال و تایمز و تاهوما رو نمیتونند از روش بخونند. برداشته بود با یه همچو فونتی تایپ کرده بود.

خدایا خداوندا! به حق دو دست بریده عباس! تو رو قسم‌ت میدم به این معلم‌های ما کمی کامپیوتر، اینترنت، وبلاگخوانی، زبان انگلیسی و گرافیک بیاموز! تا شاید این دانش‌آموزهای ما کمتر عذاب بکشند.

چسب شیشه‌ای رسیدهای بانکی را پاک میکند!

ژانویه 24, 2010 با robo

آقا دستگاههای عابربانک و خود پرداز و pos های مغازه‌ها و … اغلب از پرینترهای حرارتی (Thermal Printers) استفاده میکنند. این تکنولوژی از دهه 70 میلادی روی دستگاههای فکس کاربرد زیادی پیدا کرد. یعنی این دستگاهها خودشون جوهر ندارند که روی کاغذ بریزند. بلکه این کاغذ هست که در اثر عملکرد حرارتی این دستگاهها قسمتهای حرارت دیده رو سیاه نشون میده.

ماکزیمم عمر این برگه‌های چاپ شده در شرایط تاریک به دو سال نمیرسه و اغلب جلوی نور اگر باشند در چند روز تا چند ماه پاک خواهند شد. و به همین دلیل ارزش سند بودن رو ندارند. (مگر دستگاههای فکس جدید که روی کاغذ معمولی و با فیلمهای چاپ خودشون عمل چاپ رو انجام میدن و تولیدشون به راحتی پاک نمیشه)

حالا! بگو چی شد. من یک رسید عابربانک رو باید میدادم به کسی. از خودپرداز که گرفتمش روش چسب زدم که پاک نشه و گذاشتم تو کیفم! بعد فرداش که بردم دادم. طرف گفت پس این چرا سفیده؟
بگو یک نقطه روش باقی مونده بود؟ مواد شیمیایی چسب نواری شیشه‌ای قشنگ کاغذ رو مثل روز اولش سفید کرده بود!

وبلاگ چی؟

ژانویه 15, 2010 با robo

خب البته نه یک وبلاگ که در واقع ده‌ها وبلاگ!

اولی باندی (باند در مقابل bundle) است که برای وبلاگهای جناح راستی، توسط آقای طیب درست شده‌است.

دومی باندی است که میخواهم برای سایتهای بلاگخوان درست کنم. سایتهایی مانند دودردو و … که وبلاگها را بازنشر میکنند یا مطالبشان را های‌لایت میکنند (مانند بلاگنیوز)

لطفا اگر پیشنهادی برای اضافه کردن دارید خبر بدهید.

ژانویه 13, 2010 با robo

فرض کنیم الان من تو هاییتی زیر زلزله 7 ریشتری جون میکندم و یه نفر تو اردبیل ایران به اخبار گوش میکرد و میگفت به دوگانه ام که بزرگترین زلزله متصور رو سرشون خراب شده
میخواستند کشور فقیر بیچاره نباشه.

یک جمله از یک نفر هیچ وقت یادم نمیره. محتواش اینه که:
دیگران اگر امروز راحت و سرخوش هستند دلیلش اینه که دیروزشان را نخوابیدند.

معرفی میکنم: مردی که جلوی ملت ایران لم میدهد

ژانویه 8, 2010 با robo

آقای وحید جلیلی و مجری «رو به فردا» شبکه سه آقای وحید یامین پور از رادیو جوان برخواسته‌اند. یا حداقل میشود گفت در گذشته برنامه‌های مشترک زیادی در مورد معارف اسلامی و جوانان و غیره باهم داشته‌اند.

دیشب مهمان دیگر برنامه آقای علی مطهری (نماینده مجلس هشتم و پسر مرحوم آقای مرتضی مطهری) {ویکی پدیاخبر همین برنامه در وبلاگ آقای مطهری} بسیار منطقی و سلیس و آرام حرف میزد. طرفداری نمیکرد و هر دو طرف متخاصم انتخابات را نکوهش میکرد.

در مقابل آقای وحید جلیلی حمله میکرد. خاطرات شخصی از روزنامه‌هایی که کار کرده میگفت و از اشخاص اسم میبرد و کارها و نظراتشان را مسخره‌میکرد. (همانطور که من و شما در جمعهای دوستانه ممکن است حرف بزنیم)

نظرات سیاسی این دو طرف اصلا برام مهم نبود. چیزی که مرا شگفت‌زده کرد آداب اجتماعی آقای وحید جلیلی بود.

آقای وحید جلیلی رسما تیکهای عصبی وحشتناکی دارد. رگ گردنش را میکشد و با اون یال و کوپال جلوی آقای مطهری که تقریبا و رسما چهار زانو نشسته است لم داده و قلیانش کم بود. طرز حرف زدن، نشستن و رفتار آقای جلیلی افتضاح بود. همین.

نظراتش هم که طبق معمول به درد خودش میخورد.

تبلیغات مفتکی برای فروشندگان وام میلیاردی در شبکه دو سیما

ژانویه 6, 2010 با robo

دیروز بخش خبر بیست و سی یک گزارش افشاگرانه در مورد شرکتها و آدمهایی پخش کرد که وامهای میلیاردی خرید و فروش میکنند
رفع سوء اثر چک میکنند
افتتاح حساب جاری میکنند و …
همه‌شون هم در دفاتر شیک و تر تمییز و بسیار معتبر خودشون رو نشون دادند

گزارشگر هم کاملا توضیح داد که برای دسترسی به این آدمها کافیه به آگهی‌نامه‌های روزنامه‌هایی مثل همشهری و … مراجعه کنید.

تبلیغ از این بهتر؟ واسه این آدمها.
کاش گلخونه‌داری هم خلاف بود و اینها از ما گزارشهای افشاگرانه پخش میکردند!


مهمتر اینکه میگن که مهمترین بدهکاران شبکه بانکی که بانکها نمیتونند طلبشون رو بگیرند همین آدمهایی هستند که بالای یک میلیارد تومان تسهیلات گرفته‌اند و بانکها نمیتونند پس بگیرند. اون وقت اگر اقساط صد هزار تومنی من و شما یک ماه عقب بیافته به هزار نفر اختیاریه میفرستند! جیگرتو بخورم اقتصاد!